عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
5
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
شمشير صاحبقرانى بر كمر داشت . چون محاسن صفات و ميامن ذات و كرامت جبلى و اصالت فطريش از اين بيش شهرهء شهر و تذكرهء دهر بود ، از دل و جان خريدار آن خسرو عظيم الشأن بودند . سه روز مردم ايران جشن گرفتند و تمام بلاد را چراغان كردند و هم در آن روز فيروز ، تمثال حضرت امير المؤمنين ( ع ) را به سينه آويخته بود . وقايع سلطنتى در چند ماه اول سلطنت پس از آنكه اعلىحضرت همايونى جالس تخت سلطنت شد ، مردم ايران بالطوع و الرغبه ، امرش را گردن گرفتند و فرمانش را چون واجبات دينى اذعان نمودند . اعلىحضرت شهريار ، پس از آنكه بندگى و ارادت از مردم ايران نگريست ، يكباره دست بخشش بگشاد و داد دهش بداد و از امتياز و لقب و مواجب و منصب دربارهء دور و نزديك و ترك و تاجيك مضايقت نكرد و كرورها به رايگان داد . چندى برنيامد كه از اين بخشش فراوان و ريزش بىپايان ، كيسهء سلطنت خالى و خزينهء دولت تهى شد و در اشاعه علم و دانش و توسعهء بازار فضيلت و بينش و امر به معروف و نهى از منكر خوددارى نكرد . دايرهء خاصهء سلطنتى پس از آنكه اعلىحضرت همايون به طهران قدم ميمنت لزوم گذاشت ، رؤساى ادارات و وزارتخانهها را هيچ تغيير و تبديل نداد ، و ليكن اعضا و اجزاى خاصهء سلطنتى شاه شهيد را نپسنديد و به هريك شغلى خارج از حكومت و غيره داد و فرمود نوكرهاى مخصوص من كه سالها در آذربايجان زحمتها كشيدهاند و سرد و گرم روزگار چشيدهاند و به صداقت خدمت آنها اطمينان دارم ، همان خدمت را كه در ايام ولايتعهد من دارا بودند بايد در وقت سلطنت نيز آن خدمت را نائل باشند تا آنچه از اين پيش خدمت كردهاند امروزه نعمت برند ، مگر چند اداره را در شش ماه اول سلطنت به حالت خود گذاشت . صورت ادارهء خاصهء سلطنتى از قرار ذيل است وزارت خلوت همايونى ، كشيكخانه ، نظارتخانه ، اصطبل همايونى ، فراشخانه ، شترخانه و قاطرخانه و تختخانه ، انشاى حضور همايونى ، ادارهء مهر سلطنتى ،